
*این آمدن ها و رفتن ها به کجا میرسه؟
*کسی بهم گفت تو تبرئه ای،اونم تبرئه اس......کم دادگاهی تشکیل بده که قاضی و وکیل و متهم و همه و همه خودتی.........دیوونه میشی ها!!!!!!!.....منم گفتم:چشم....... ولی دروغ گفتم!!!
*کاش می دونستم این روزهایی که گرمه و به اندازه گرمی اون با تو سردم چه احساسی به من داری؟.... سردی منو باور نکن ، که هنوز به اندازه ی گذشته .......
بي خواب،پرخاشگر،ستيزه جو
اين بار نيز در اشتباهم
دليلي براي ناسازگاري ندارم
آنچه مي كنم شرم اور است ، زشت است
اما گريزي نيست
به تو حسادت مي كنم
مرا ببخش................

*مي دونم كه سكوتم آزارت مي دهد اما تلافي سكوت آن روزها...........
*سخته مثل دو تا رهگذر از كنار هم رد شدن.........
* هرچند سيگار كشيدنت آزارم مي دهد اما وقتي خيره به من دود سيگار را بيرون مي دهي ديوانه ات مي شوم....
*هنوز هم راهت براي برگشت باز است ؟؟؟؟ نمي دانم،نمي دانم!!!!!!!!!!!!
*آن که جانم را سوخت، یاد می آرد از این بنده هنوز... ؟
سخت جانی را بین، که نمردم از هجر...
مرگ، صد بار به از، بی تو بودن باشد.
* مي خوابم/ تا تو آهسته خم شوي / با سر انگشت هاي زخمي ات / کابوس ها را از ميان خواب هايم بيرون بياوري / و من خواب ببينم / که مردي آهسته خم شده است / با سر انگشت هاي زخمي اش / کابوسهارااز ميان خواب هايم بيرون مي آورد
یادم بره به کودک درونم بگم تولدت مبارک...................
یادم بره که چقدر تلاش کردم تا به آرزوم رسیدم و شدم یه معلم..........
یادم بره که وقتی بعد از این همه مدت باهات رودرو شدم بهت بگم که : آرزوم بود که همدل باشیم و نه همکار........ که بگم خیلی زجر کشیدم تا تونستم قبول کنم که قبلا فقط شاگردت بودم و حالا فقط همکارت........... که بگم کیمیایی که تو می شناختی با کیمیایی که الان می بینی زمین تا آسمون شده فرقش.... که بگم : تو مقصر نبودی.... من هم نبودم ..... اما.......
که بگم از شب زنده داری هام.....که بگم از دعا کردن هام......که بگم وقتی شنیدم تصادف کردی ۱ هفته کشیک دادم تا مطمئن شدم خوبی و من هم خوب شدم..... که بگم این ۸ ماه به اندازه ی ۸ سال برام گذشت و پیرم کردی...... تو فهمیدی؟؟؟؟؟؟؟؟
که بگم بد کردی با من .......با خودت........ با احساس پاکی که مثل یه نهال تو دلم کاشته بودم و .....
ولی وقتی داشتم می اومدم...... وقتی تو راه بودم ......وقتی دو تا قاصدک همزمان اومدن به سمتم........... یادم افتاد اون قاصدک هایی که برات روونه کردم....بهشون گفتم که به قول اخوان :قاصدک در دل من همه کورند و کرند .... دست بردار از این در وطن خویش غریب...قاصد تجربه های همه تلخ در دلم می گویند که دروغی تو دروغ ،که فریبی ،تو فریب.....!!!!
راستی از دیدن من خیلی تعجب کردی ، نه؟؟؟؟

خیال را از آن بیرون خواهم کرد
آزادی می داند خیال دشمن ماست
اگر یکبار دیگرآزادی دست دهد
به شاعر خواهم گفت که خیال دشمن فرداست
اگر یکبار دیگرآزادی دست دهد
به نظامی خواهم گفت بر طبل بکوبد که خیال دشمن سرزمین است
اگر آزادی دست ندهد
در گوشه ی هواخوری زندان
برای زندانیان خواهم گفت:فقط به اندازه ی خیال آزادید.
خیال تنها راه زنده ماندن است.
![]()
* خداوند سبز است
مهربانی سبز است
و ایران هم به مدد فرزند آذربایجان و همسر مهربانش سبز خواهد شد.......
بعضی ها هم سوهان می کشند
اکثرا ناخن هایشان را از ته می گیرند
ولی من همشون رو کامل می خورم
بله می دونم عادت زشتیه
ولی قبل از اینکه شروع به سرزنش من کنید
یادتون باشه که من هیچ وقت دل کسی رو با ناخن هام نخراشیده ام........!!!!!!!!!!!!!
.jpg)
* در آغاز رفتن به پایان رسیدم..........
*حرف تازه ای نیست.......!!!!
شب سفری شد
روز امیدست
هرچه که باغ است از شکوفه سپیدست
موسم غم نیست
شادی عید است
مژده ی فتح است
وقت نوید است..... صبح بهار است.... وقت نشاط است
دوستان نازنینم عیدتون پیشاپیش مبارک.
سالی پربار و سبز براتون آرزو می کنم.
یه خواهش:لحظه ی تحویل سال برام دعا کنید.
........................................................................................................................
* آزارم ندادی فقط در انتظارم گذاشتی و من رنجی نبردم فقط انتظارت را کشیدم!
* ماهی کوچکی که همه ی عشقش به بودن تو وجود دریا بود تو ساحل جان داد..............!!!!!
![]()
همانند طعم گس خرمالو
آنچنانکه برای نخستین بار چشیدنش دهانت را جمع می کند......

*خوشحالم که تجربه کردم که گاهی در اوج تمنا باید نخواست وبرای دوباره ساختن باید ویران کرد....!!!!
.jpg)
- درونم زخمی شده است و درد می کند......!با درونم چه کنم؟
-چطوری می تونم باور کنم که دیگه نیستی درحالیکه تو تک تک ثانیه هام حضور داری؟؟؟؟؟
-آروم برو و دیگه برنگرد تا تیکه های شکسته ی وجودم بهت گیر نکنن.....!
-مهربونم تبریک منو برای شروع زندگی جدیدت با .............پذیرا باش......!!!!!دوباره تکرار می کنم حال من خوبه اما تو باور نکن..........
*مهستی شاهرخی
نه این دقایق خوشبو که روی شاخه ی ترنج می شود خاموش
نه این صداقت حرفی که در سکوت میان دوبرگ این گل شب بوست،
نه!
هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف نمی رهاند
و فکر می کنم که این ترنم موزون حزن تا ابد شنیده خواهد شد..................!

*پرواز کردی.گریختی ،مثل کبوتر و گم شدی آنجا . ولی مکان هایی که تو را دیدند باقی ماندند ، برایم قبرستان شدند و من نگهبانشان!!!!!!!!!

